زنگ اول، در کلاس احساس، استاد گفته بود اگر با حستان صمیمی باشید و با آن فکر کنید، کشفهای تازهیی میکنید. پس بروید شاید از احساسهای شعری به چیزهای جدیدی رسیدید.
***
حالا زنگ دوم است و کنفرانس دادن من شروع میشود. میگویم من به فکر فکر کردم،
استاد میپرسد: به چه رسیدی؟
میگویم: به اینکه همانطور که در جامعهی طبقاتی طبقات گوناگون هست، یعنی طبقهی بالا، طبقهی ثروتمند، طبقهی متوسط، طبقهی محروم و جزآن، در دنیای فکری و در دنیای هنر و ادبیات هم طبقات هست.
استاد میپرسد: چه طبقاتی؟
میگویم: طبقهی بالای خط فکر و طبقهی زیر خط فکر! منتها اینجا بر عکس تقسیم بندی اقتصادی، شاید بشود گفت زیر خط فکریها طبقات استثمار کننده هستند.
.........

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر